×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۹ آبان - ۱۳۹۸  
true
false

اواخر اسفند ۷۵ پرسان پرسان منزل استاد ذوالفنون در گوهر دشت رو پیدا کردم.

نکته جالب این بود دو یا سه بار از کوچه منزل استاد گذشتم ولی نتوانسته بودم تا منزل استاد رو پیدا کنم. سر کوچه ای دو جوان که خانه شان همانجا بود برای وقت گذرانی ایستاده بودند، پرسیدم که منزل استاد ذوالفنون کجاست؟ شانه هایشان را بالا انداختند گفتند نمیشناسیم …

برای من بسیار ناراحت کننده بود که سالها در عطش دیدار و شاگردی ایشان  میسوختم و کیلومترها راه رو طی کردم برای دیدار و شاگردی و اینان در دو قدمی استاد هستند و ایشان را نمی‌شناختند هیچ، حتی آدرس خانه اش را هم نمی دانند …

ولی بالاخره با تماس با منزل استاد و راهنمایی همسر مهربانشان منزل استاد رو پیدا کردم.

زنگ آیفون رو زدم. استاد در رو باز کردند و روی پله منتظر ماندند. من را با مهربانی زیاد به داخل منزل راهنمایی کردند. بعد دقایقی با سینه چای و شیرینی وارد شدند و من در تعجب از اینهمه فروتنی و اخلاق خوش و افتادگی

گفتم استاد من با عشقی زیاد از رشت آمدم خدمت حضرتعالی

از خودم گفتم و مقدار سالهایی که با کتابهایی آموزش دیدم مثل کتاب آثار درویش خان …

و ایشون سازی رو به من دادند و فرمودند که یکم بزن تا من بیام
و رفتند بیرون، من هم شروع به ساز زدن کردم، بعد تقریبا ده دقیقه برگشتند و گفتند خیلی خوب شما میتونید بعد ۲۰ فروردین بیایید کلاس

تعجب کردم چطور از من تست نگرفتن
اما بعدها فهمیدم استاد ساز رو واسه همین آوردند و بطور نامحسوس از من امتحانی اخذ شد و در واقع عدم حضور ایشان باعث میشد من بدون استرس ساز بزنم و توانایی خودم را نشان دهم و درس اول را همین جا دریافت کردم که هرگز به هنرجو استرس وارد نکنم تا توانایی خودش را به عرصه ظهور برساند.

استاد از نظر من در موسیقی یک  روانشناس بزرگ بودند و نحوه برخورد و رفتار و صحبتهایشان با من و همه هنر جویانش خود گواه این مسئله میباشد.

ادامه دارد …

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true